#گندم_پارت_263

کامیار-توچراجای من خجالت می کشی!اصلا چراما خجالت بکشیم؟اونایی که الف ب پ ت ث رواختراع کردن باید خجالت بکشن!

-زهرمار

موبایلمو دراوردم وشماره گندم روگرفتم اماموبایلش خاموش بود!یکی دوبار دیگه گرفتم اما فایده نداشت توهمین موقع شقایق بایه ورق کاغذ اومد بیرون وگفت:

-بفرمائین این چندتا توذهنم بود!

تااومد بگیرم که کامیار زودتر کاغذ رو گرفت وگفت:

-توخونه خودکارداشتین؟

شقایق باتعجب بهش نگاه کرد وگفت:

-ببخشین،متوجه نمی شم!

کامیار-هیچی هیچی!می گم شماباسرویس می رین دانشگاه؟

شقایق-نه خودم میرم!

کامیار-خودتون تنهایی می رین؟

شقایق-خب بعله!

کامیار-هزار ماشاله به شماباشه!می گم حوصلتون سرنمی ره تنهایی می رین؟

کاغذ رو ازدستش گرفتم وبه شقایق گفتم:


romangram.com | @romangram_com