#گندم_پارت_253
کامیار-حتما می خوای یه پرونده م برای من درست کنی!خواهرت واسه گندم بدبخت پرونده سازی کردبس نبود!
آفرین-ایشاله یه روز که مشغول عیاشی هستی بگیرنت وپدرت رودربیارن این دل من خنک بشه!
کامیار-تاحالا صدبار گرفتنم فوقش بشه صدویه بار چه فرقی داره؟
آفرین-خاک برسرت کنن!
اینو گفت وباعصبانیت گذاشت رفت
کامیار-آفرین!آفرین!
یه لحظه واستاد وبرگشت طرف کامیار
کامیار-نگفتی چند کیلویی تو؟
آفرین-مگه می خوای کولم کنی که وزن مو می خوای؟؟
کامیار-نه داریم دختر شایسته انتخاب می کنیم
آفرین-بروازبین همونا انتخاب کن!
کامیار-خره توصدر جدولی ها!لگد به بخت خودت نزن!
آفرین یه نگاه به کامیار کردوخندید وهمونجور که داشت می رفت گفت:
-چهل وهفت!
romangram.com | @romangram_com