#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_468

-لطفا قهر نباشید.

-حالا نرخ بوستون نرخ زعفرونه؟

خندید و گفت:حتما هست دیگه.

به سمتش رفتم و محکم لبش رو بوسیدم و پیشونیم رو روی پیشونی اش گذاشتم و گفتم:هست؟

-هست.

بغلش گرفتم.بزها و گوسفند ها بع بع و مع مع می کردند.حتی سگه هم واق واق می کردند.آهنگ لایت بین ما همین بع بع و واق واق بود.گفت:آدم دوست داشتنی ای هستید.

-خب یه کلام بگو دوست دارم.

-آدم دروغ گویی نیستم.

یه نیشگون ازش گرفتم و گفتم:اینطوریاس؟

-نه اونطوریاس!

-دختر فاز شوخی کردنت گل کرده؟بگذر!

خندید که خندیدم.گوشیم رو بیرون کشیدم و گفتم:بیا عکس بگیریم.

انقدر عکس سلفی گرفتیم و من با همه ی گله عکس گرفتم.رضوان همش چیدمانشون رو تغییر می داد.جای مونوپاد واقعا خالی بود.گوشی رو گذاشتم روی تایمر و گذاشتمش روی سنگ و خودمم رفتم پیش رضوان و گله


romangram.com | @romangram_com