#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_467
آهای دختر چوپون
دل دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو
(دختر چوپون از سیاوش شمس)
لپ هاش گل انداخته بود.انتظار داشتم بگه عالی بود ولی گفت:صداتون زیاد قشنگ نیست.
همیشه متنفر بودم از دو جمله.یکی قشنگ نیستی و یکی صدات بده.و این دختر چوپون دست روی این دو تا گذاشته بود.با اخم گفتم:مرسی،خواهش می کنم.انقدر تشکر نکنین.
خندید.بزها هم به بع بع افتادند.روی سنگ نشستم.عصبی بودم.من با عشق تمام براش خوندمش ولی زد توی ذوقم.یه شعر برام خوند.هیچی اش رو نفهمیدم الا جمله ی آخرش که گفت نرخ بوسِ دخترو نرخ زعفرونه آی نرخ زعفرونه.شعرش لری بود.
-فکر کنم از دلتون دراومد.
-نخیر.
-خب من قصدی نداشتم.حقیقت رو گفتم.
برگشتم سمتش و گفتم:خوبه منم بزنم توی ذوقت و بگم صدات زشته؟
خندید و گفت:خودتون هم می دونید صدام قشنگه.
وای خدا این دختر منو می کشه.خب درسته صداش قشنگ بود ولی خوب صدای من هم قشنگ بود!بی انصاف.
romangram.com | @romangram_com