#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_372
فیلم گرفتم:با سلام.این زوج زشت که نظاره گرشون هستید ارمیا و رویا هستن.درسته دماغاشون خیلی گنده است ولی آدمهای بدی نیستن.ارمیا یه کم مشنگ هست ولی مرد خوبیه.
ارمیا زد توی سرم که گفتم:دست به زن هم داره!
ارمیا ادامه داد:این خانم که می بینین مشکل روانی دارن و با خودشون حرف می زنن!
با جیغ گفتم:می دونستم میشه آتو دست تو!نامرررد!
ولی اون رو به دوربین گفت:حزصی که میشن می خورن و می خورن.تازه مثل مرغابی هر روز حمومه!
با حرص به دوربین گفتم:این مردک هم غذاها رو سرد می خوره و خودش رو برای من لوس میکنه تا مراقبش باشم.
-این خانم که می بینین دست پخت افتضاحی دارن و به شدت حسودن!
-این آقا خیلی تیتیش مامانی هستن.هر شب مسواک می زنن و شیر می خورن تا دندونهاشون رو کرم نخوره! شیر می خوره همیشه---لوس تر از این نمیشه!
با اخم نگاهم کرد و گفت:مثل تو خوبه دندونپزشک جان که سال تا ماه مسواک می زنی؟
رو به دوربین گفتم:من خدادادی دندونهام سفید و یه دسته!
-آره جون خودت!
-این آقای بَد وقتی میره کنسرت دست نمی زنه و جیغ نمی کشه که سکوت رعایت بشه!
خودم زدم زیر خنده که ارمیا گفت:من مثل بعضی ها بی فرهنگ نیستم که پوست اسنک رو توی خیابون می ریزه!.تازه من مثل بعضی ها عقده ای و تازه به دوران رسیده نیستم که تا یه ماشین شاسی بلند دیدم به کسی راه ندم و تا می تونم گاز بدم!
romangram.com | @romangram_com