#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_313


با اخم گفتم:اهورا؟

-آره.ببین شبیه اشه ولی نه عینش!.من اول که تو و بابات رو دیدم فکر کردم این ظرافت هیکلتون ارثیه ولی با دیدن اهورا منصرف شدم.خیلی خوبه.

-اهورا از پونزده سالگی باشگاه می رفت.

گفت:با اینکه میگم ارمیا ازمون خوش تیپ تره ولی به نظر من تو خوش قیافه تری!

-چه عجب.مرسی لطف داری تو!

چشمک زد و گفت:اما مرد به تیپشه.قیافه این وسط زیاد مهم نیست.

چیزی جلو دستم نبود تا لت و پارش کنم.با حرص گفتم:خیلی سگی!

-چاکر شوما،استاد مائی!

یه ساعت دیگه سانس تموم می شد.گفتم:می دونی چیه آندره؟من همیشه عاشق سیکس پک بودم.

-رادمنش مطمئنا سیکس پکه!

-آندره ی بیشعور چرا من هر چی میگم تو آخرش میگی رادمنش؟

-خب تو که سیکس پک بودی چرا تلاش نکردی براش؟

-حدودای بیست سالم بود رفتم باشگاه ولی دو پکش که دراومد دیگه نرفتم!

romangram.com | @romangram_com