#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_199


یا سیما؟سیما چسب عملش رو باز کرد؟دماغش خوب شده یا بازم کج و کوله است؟

یا گلاره؟من و گلاره حق نون و آب گردن هم داشتیم...آخرین خبری که دارم اینه که داداش مونگلش ازدواج کرده!

ما چه دوست هایی هستیم که اصلا از هم خبر نداریم؟!..هه!تف تو رفاقت...من از بهترین دوستم که عاشقش بودم هم

خبر ندارم،بقیه که جای خود دارن.نشستم روی صندلی...گوشیم رو دراوردم و به لیندا زنگ زدم.خاموش بود. بیخیال ملت رو دید زدم و شاهد لاو ترکوندن ها بودم..اینا عاشقن؟یا آلوده به هوسن؟همدیگه رو می خوان؟یا فقط برای یه شب؟اینا آخرش به هم می رسن یا نه؟ولی اگه عاشقن چرا از این راه؟چرا رسمیش نمی کنن؟اگه خانواده ها راضی نیستن چرا قانعشون نمی کنن؟چرا از راهی می رن که سروته نداره؟چرا دنیا این جوریه؟چرا فرق عشق و هوس فقط یه خطه؟یه خط که بین دو نفر فاصله می اندازه؟همین رویا..چرا آینده اش رو تباه کرد؟امیر چی کم داشت؟هوم؟ چرا چشم روی محبت هاش بست؟به احساس امیر پشت پا زد؟یعنی واقعا ارمیا رو می خواست؟عاشقش بود یا نه؟ولی من فکر می کردم عاشق امیر باشه..چرا یه عاشق رو بازی داد؟

یهو یه صدایی توی وجودم بلند شد(تو چرا یه عاشق رو بازی دادی؟به احساسش خندیدی و ناراحتش کردی؟)

خب،خب...من...

شاید اون از امیر هم عاشق تر بود...

اون رویا رو دوست داشت...

خودتم می دونی که این دلیلی نبود که ردش کردی!با غرور لجبازی کردی،کاری که رویا کرد!

نه،من و رویا فرق می کنیم.

شما درست عین همید...تو مثل اون راه رو نرو...

پووووف....همین عذاب وجدان رو کم داشتما...یه کم آب میوه خوردم.داشتم سیب رو قاچ می کردم که یکی از دستم کشیدش..با اخم سرم رو بلند کردم که یه پسر با خماری گفت:احوال خانم خانوما...؟

-گم شو...

romangram.com | @romangram_com