#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_183
من هیچ مسئولیتی در قبالش ندارم.
ولی اون یه انسانه.
انسان؟انسان انقدر حیوون؟کسی که بویی از انسانیت و مروت نبرده انسان نیست!
به هر حال یه آدم که هست،به عنوان یه انسان کمکش کن،تو که حیوون نیستی!
من نمی تونم.نمی تونم به کسی کمک کنم که گند زد به زندگیم.
ولی تو هم اشتباه کردی!
اشتباه من چه ربطی به اون داشت؟قرار نبود اشتباه من باعث ورود همیچن بختکی به زندگیم شه!
فکر کن تحمل کردن اون دختر و کنار اومدن باهاش،تاوان کارته!
تاوان؟با جون و دل می خرمش ولی حاضر نیستم یه قدم برای این دختر بردارم.یه هرجایی خیابونی!
واسه ی اون جانماز آب می کشی؟
نخیر،فقط با خودم مرور می کنم تا پا کج نذارم،فراموش نکنم اون کیه و چیه و چه پست فطرتیه!
شاید اونم به تو این جوری نگاه کنه...چرا یکی از کفه های ترازو خالیه؟پس تو چی؟
من هر چی هم که باشم،حضور اون رو نمی خوام.نمی خوام.نمی خوام زنده باشه!
romangram.com | @romangram_com