#فصل_بادبادک_ها_پارت_142


- همین ماه!! چرا انقد زود؟

- خب دیگه.

- لباس ندارم.

- بریم مزون ترانه . پاشو حاضر شو.

- نمی خواد. یه چیزی حاضری می خرم.

- دیگه چی؟!... باید پوز این فرح خانم و عمه های الهام رو بزنی!

مامان هم که بدش نیومده بود، سر تکون داد و به طرف پله ها رفت.

نیم ساعت بعد روی کاناپه های سالن مد «ترانه» نشسته بودیم و دختر جوونی مشغول پذیرایی ویژه از ما بود.

از طریق آرام با اینجا آشنا شده بودم. لباس عروس خودم هم دوخت اینجا بود. لباس های اون ور آب خیلی ساده بودند و من که 21 ساله بودم یه چیز شلوغ می خواستم. دنباله ی لباسم چند متر بود. تنها چیزی که من و آرام روش توافق کامل داشتیم همون لباس بود. چاک بلندی داشت و چکمه های سفیدم از بینش کاملاً دید پیدا بود. توی دلم گفتم «ای جوونی» و به حرف خودم خندیدم.

خود ترانه به استقبالمون اومد که معمولاً فقط برای مشتری هایی که خوب پول می دادند از این کارها می کرد. وارد سالن طراحی ها شدیم. لباس ها داخل ویترین های تکی بودند که با چرخش ستون های شیشه ای در واقع سه دست لباس نشون داده می شد. خوبی اینجا این بود که لباس هایی که انتخاب می شد حداقل برای 6 ماه از لیست حذف می شد. بنابراین لباس ها کاملاً شناسنامه دار بود و شبیه هم در نمیومد.

مامان توی انتخاب گیج شده بود و من کمکش کردم. یه پیراهن شیک و سنگین با سنگدوزی و ساتن انتخاب کردیم که رنگ نقره ای داشت.

ترانه با لبخند به طرفم برگشت و گفت: خودت چی شیده جون؟ البته طرح های جدید هفته ی دیگه آماده میشه.

- جدی؟ پس هفته ی دیگه مزاحم میشم.

توی دلم گفتم «باش تا بیام». خودم دیگه حوصله ی این زرق و برق ها رو نداشتم.

- می خوای طرحی که آرام انتخاب کرده رو نشونت بدم؟

و شیطون خندید. درباره ی من چی فکر کرده بود؟ یعنی من انقدر خاله زنک به نظر می رسیدم؟!

لبخند زدم و گفتم: نه. می خوام سوپرایز شم.

پول لباس رو حساب کردیم و سایز های مامان رو گرفت. ناهار رو بیرون خوردیم. تو یکی از رستوران های گیلکی. کلی حرف زدیم و خوش گذشت. خیال مامان از اینکه همه چیز رو به راهه، راحت شد، اما وقتی خونه رسیدیم، پونه با ناراحتی نگاهمون می کرد.

مامان نگاهی به من انداخت که نگران به نظر می رسید. پونه قبلاً از این اخلاق ها نداشت که حسودی کنه یا بهش بر بخوره.

کنارش نشستم و گفتم: نمی دونستیم زود میای وگرنه صبر می کردیم تو هم بیای.


romangram.com | @romangram_com