#فردا_بدون_من_پارت_812
من:مهرسام چی؟
مهدیه:بیا آرام
من:بگو دیگه مهرسام چی؟
مهدیه:بیا آرام بیا فقط
باحرص تماس رو قطع کردم و دستم و برای اولین ماشین بلند کردم و اسم بیمارستانو گفتم
پول تاکسی رو حساب کردم و سراسیمه به سمت پذیرش بیمارستان رفتم
من:سلام ببخشید الان یه بچه سه ماهه رو نیاوردن اینجا؟
زنه:مشکلشون چی بوده؟
من:نمیدونم اسمش مهرسام مهرجوعه
زنه:یه لحظه...
بعد چند دقیقه سرشو آورد بالا و گفت:مطمئنید آوردنش اینجا؟
من:بله؟
زنه:همچین بیماری نداشتیم خانوم
با تعجب گفتم:یعنی چی ؟لطفا یه بار دیگه چک کنید
سری تکون داد و دوباره زل زد به مانیتورش
romangram.com | @romangram_com