#فردا_بدون_من_پارت_810
بیام پیشت
اهورا اروم زد پشت گردنش و گفت:اهورا
نه , عمو اهورا
من:کی برمیگردن؟
اهورا:واسه تعطیلات اومده بودن حالا حالا ها بر نمیگردن ایران
من:خب چرا اینقدر زود دارن میرن
اهورا:پسرشون بی تابی میکنه
من:اسمش چی بود؟ماهان؟
اهورا ابرویی بالا انداخت و گفت:ماهان نه هاکان خودم اسمشو انتخاب کردم
من:اه چه بد سلیقه
اهورا:خیلیم خوش سلیقه ام
بعدشم باید یه اسمی میبود که به هیراد بخوره
من:حالا چرا به هیراد بخوره؟ چرا به آنجلا نخوره؟
اهورا دستشو به سمتم دراز کرد و منو تو بغلش کشید
اهورا:فک کنم هنوز آثار مستی دیشب از سرت نپریده
خودمو ازتو بغلش کشیدم بیرونوگفتم:جناب متاسفانه مستی از سرم پریده و تو نمیتونی ازم سوء استفاده کنی
اهورا خندید و گفت:یعنی تو هیچی از دیشب یادت نمیاد؟
romangram.com | @romangram_com