#فردا_بدون_من_پارت_800
بده عمه رو دوست نداشته باش بهش بگو
لولو یکی زدم پشت گردنش و گفتم:اینا چیه میگی به بچه!
بی اختیار لبخندی رو لبم نشست که از
چشمای اهورا دور نموند لبخند گنده ای زد کنارش سرمو بهش نزدیک تر کردمو و
گفتم: الکی ذوق نکن نمیخوام داداشم
شک کنه لبخند رو لبش ماسید و اخمی میون
ابروهاس نشست بی اختیاربا انگشت شصت
و اشارم اخمش و باز کردم که آروم گفت:
نمیخواد خودت و اذیت کنی من:ها؟
اهورا :هیچی خودتو اذیت نکن شونه ای
بالا انداختم و چیزی نگفتم چیپسی برداشتم
و رو به آرسام گفتم :بریز دیگه آرسام: ای به چشم ! نصف لیوان وودکا ریخت و
باقیش رو با دلستر پر کرد به همین ترتیب سه تا لیوان دیگم پر کرد و رفت دنبال مهدیه
لیوانی برداشتم و یهو دادمش بالا اهورا
ابرویی بالا انداخت و گفت:نه بابا اینکاره ای؟
با قیافه جمع شده سری تکون دادم که
چیپسی برداشت زد به ماست و گرفت به
romangram.com | @romangram_com