#فردا_بدون_من_پارت_797

که چشماش به گردترین حالت ممکن رسیدبلند خندیدم

واول چشم راستش بعد چشم چپشوبوسیدم

آرام:بروکنار

دستم و دور کمر برهنه و خیسش حلقه کردم و به خودم چسبوندمش

آب دهنشو صدا دار قورت داد و گفت:

نکن اهورا

سرمو بردم نزدیک گوشش و گفتم :چرا عشقم؟

سرشو کج کرد که نرم گلوشو بوسیدم

سرشو برد عقب و گفت:چیکار میکنی؟

من:همونکاری که همه ی زوجا با هم می کنن

باصدای ضعیفی گفت:نکن

گوشه ی لبشو بوسیدم و گفتم:تو که بدت نمیاد

لبمو کشیدم رو لبشو لباشو بین لبام قفل کرد

همراهیم نکرد

اما پسمم نزد با شدت بیشتری بوسیدمش که صدای زنگ خونه اومد

خواست عقب بکشه که بهش اجازه ندادم

دستاشو گذاشت رو سینمو کمی ازم فاصله گرفت

آرام:برو در رو باز کن

romangram.com | @romangram_com