#فردا_بدون_من_پارت_796


با اخم گوشامو تیز کردم که گفت:چی؟شوخی میکنی؟

دوباره مکثی کرد وبعد با نیش باز گفت:

وایییی این بهترین خبری بود که تو

این مدت شنیدم عزیزم، خیلی مواظب خودت باش

وقتی برگشتم حتما بهت سر میزنم

با دستای مشت شده نگاهش می کردم

نکنه داره با کیارش حرف میزنه؟ لعنتی!



آرام:آنیتا دیگه تکرار نکنما خیلی مواظب خودت باش

به سیاهم سلام برسون،عزیزم خیلی خوشحال شدم،خدافظ

باشنیدن اسم آنیتا نفس راحتی کشیدم و لبخندی رو لبم جا خوش کرد

آرام چشمش که به من افتاد

ابروهاش بالا پرید

بالبخند بهش نزدیک شدم که حولش و کشید بالاترچشمکی تحویلش دادم

که اخماش رفت توهم

جــونی گفتمو بهش که رسیدم بی اختیار

گره ی حولشو باز کردم


romangram.com | @romangram_com