#فردا_بدون_من_پارت_788


و گفتم : نمیدونسم میایین !

ارسام : خودمونم نمیدونسیم . . .

یهویی شد . . .

مهدیه : اوهوم گفتیم ک ما داریم میریم

ماه عسل شمام تو ماه عسلید بیاییم

ماه عسلمون رو باهم بگیریم

اهورا : ها ؟!

مهدیه : بی خیال . . .

خودمم نفهمیدم چی شد !

لبخند کجی زدم و بلند شدم و کنار ارسام نشستم

من : خوب شد اومدید

مهرسام رو از ارسام گرفتم با لبخند صورتشو بوسیدم و اروم در گوشش گفتم : عشق من چطوره؟

خوبی عمه جون ؟ ای خدا لپشو نگاه

ارسام : اوف من برم لباسامو عوض کنم

سری تکون دادم که مهدیه هم دنبالش روونه شد

اهورا اومد کنارم و مهرسام و ازم گرفت




romangram.com | @romangram_com