#فردا_بدون_من_پارت_787
خیس که گیج به من نگاه میکرد
گفتم :تو منو خیس نکردی؟
اهورا:ها!!؟
پوفی کردم و به در نگاه کردم که در کمال
تعجب مهدیه رو دیدم که با نیش باز نگامون میکرد
مهدیه:سوپرایززز
بالشت روی تخت و پرت کردم رو طرفش
که صاف خورد تو صورتش و چون
انتظارش و نداشت افتاد
من:کوفت و سوپرایز
اهورا هم با اخم غلیظی از جاش پاشد و
حولشو ور داشت و بطرف حمام رفت
مهدیه از جاش بلند شد و گفت: چه
استقبالی واقعا , معلومه خیلی خوشحال شدید
من: اوف خیلیی, ارسام کو؟
مهدیه:داره لباس مهرسا رو عوض میکنه
من:بیچاره داداشم
پام رو انداختم روی اون یکی پام
romangram.com | @romangram_com