#فردا_بدون_من_پارت_761
آرسام:"توام،خدافظ"
تماس و قطع کردم و نفس راحتی کشیدم کہ امیرعلی گفت:
"چرا هل کردی بودی؟"
من:"من؟
هل نکرده بودم کہ فضول خان"
چیزی نگفت کہ بالبخندگفتم:
"اگہ میخوای تو یہ گشتی تو خونہ بزن
منم برم یہ چیزایی آماده کنم ،بیارم بخوریم"
باشہ ای گفت و بہ طرف اتاق من رفت
تیم تخمہ میشکوندیم و کہ دوباره گوشیم شروع کرد بہ زنگ خوردن نگاهی بهش انداختم کہ دیدم امیرحسینہ
تماس و متصل کردم وگفتم:
"بلہ؟"
امیرحسین:"سلام آرام خانوم"
من:"سلام بفرمایید"
امیرحسین:"کجایید بیام دنبالمہ امیرعلی"
آدرس خونہ رو بهش گفتم و بایہ خدافظی تماس و قطع کردم
من:"داداشت بود،داره میاد دنبالت"
خمیازه ای کشیدو گفت:
romangram.com | @romangram_com