#فردا_بدون_من_پارت_760
نگاهی بہ امیرعلیی کہ بادقت بہ حرفام گوش میکرد انداختم وباخنده گفتم:
"خیلی خوبہ ،جاتون خالی!"
آرسام:"خوبہ!
آرام هرچقدر زنگ زدم نتوستم اهورا رو بگیرم میشہ گوشیہ بدی بهش؟"
سیخ سرجام نشستم و باتتہ پتہ گفتم:
"اهورا؟
نیست...
یعنی هست ولی الان نیست
آها رفتہ خرید"
آرسام:"همہ چی روبراهہ؟"
من:"آره آره"
آرسام:"خیل خب هروقت اهورا اومد بگو باهام تماس بگیره
کاری نداری؟"
من:"باشہ بهش میگم
سلام برسون،خدافظ"
romangram.com | @romangram_com