#فردا_بدون_من_پارت_759
نگاهی بہ ساعت انداختم کہ نہ و نشون میداد
من:"بریم خرید ،بعدشم بریم خونہ ی من،هوم؟"
امیرعلی :"دیر نمیشہ؟"
شونہ ای بالا انداختم وگفتم:
"داداشت میاد دنبالت دیگہ"
امیرعلی:"پس بزن بریم"
.
.
.
خستہ کوفتہ خودمون و پرت کردیم رومبل کہ همون موقع گوشیم شروع کرد بہ زنگ خوردن
نگاهی بہ صفحہ اش انداختم و با دیدن اسم آرسام تماس و متصل کردم
من:"جانم داداش؟"
آرسام:"سلام آرامم"
من:"سلام خوبی؟
زنداداشم و مهرسام خوبن؟"
آرسام:"همہ خوبن ،تو واهورا خوبید؟"
من:"ماهم خوبیم"
آرسام:"ماه عسل خوش میگذره؟"
romangram.com | @romangram_com