#فردا_بدون_من_پارت_754


تازه سرشو از موبایلش بیرون آورد وگفت:چی شد؟

دستم و از زیرش بیرون کشیدم و گفتم:

"رو دستم نشستی"

گوشیش و گذاشت کنار و نگاهی به دستم انداخت که نگاهم کشیده شد سمت گوشیش ،پس داشت با ترنم چت می کرد نیشش باز بود



خجالت نمیکشه پسره پرو

حالا من گفتم میتونی با ترنم باشی ولی چطور قبول میکنه با اینکه زن داره بره دنباله این و اون

هر چند از اهورا نمیشه انتظار زیادی داشت

بی قید و بنده دیگه

دستم و از دستش بیرون گشیدم و بی توجه بهش به سمت اتاق رفتم تا بخوابم

لباسامو با لباس خوابم عوض کردمو خودمو پرت کردم رو تخت

یکم با گوشیم ور رفتم وقتی که خمیازه های ممتدم شروع شد

گوشی و کنار گذاشتم و چشمام و بستم بخوابم

همون لحظه صدای در اتاق امد بعد چند دقیقه ام تخت تکون ارومی خورد تشک کمی رفت تو

با حلقه شدن دستی دور کمرم یهو چشام باز شد تا خواستم چیزی بگم صدای ارم اهورا توجهم و جلب کرد

اهورا:"اخه چرا اینقدر لجبازی دختر؟

چرا منو نمی بینی؟


romangram.com | @romangram_com