#فردا_بدون_من_پارت_729
من:"اهورا من...
من..."
حرصی گفت:
"من و کوفت
من ودرد
خجالت نمیکشی آرام؟
عذاب وجدان نمیگیری لعنتی؟
این کارات چہ معنی میده با معشوقت من و...
شوهرت و ...
میپچونید و تو آسانسور عشق بازی میکنید
خدالعنتتون کنہ
خدالعنتم کنہ
منہ خاک برسر از وقتی کہ اون عقد کوفتی بینمون جاری شد بہ هیچ دختری نگاه نکردم بعد تو... "
نفسای عمیق پی در پی میکشید و سینہ اش بہ شدت بالا و پایین میرفت دست راستش و مشت کرد و چند بار پشت سرهم محکم کوبوند بہ فرمون
ترسیده خودم رو صندلی جمع کردم کہ صدای زنگ گوشیم اومد
مهدیہ بود ،سریع براش مسیج فرستادم کہ نمیتونم جوابش و بدم و بچہ رو ببره پیش عمہ!
من:"آرومتر برو اهورا"
اهورا:"خفہ شو آرام،خفہ شو تا نزدم لهت نکردم"
romangram.com | @romangram_com