#فردا_بدون_من_پارت_712


تو واون شوهربی همہ چیزت دیگہ شورش و درآوردید!

بیچاره بابای من واسہ اینکہ عاشقت بودهیچ وقت نگفت چہ کثافت کاریایی کردی

وقتی بهش میگفتم چرا ترکمون کردی

میگفت بخاطر شغلش رفتہ خارج

نگو خانوم با شوهرِ خواهر شوهرش ریختہ روهم

چقدر تو نفرت انگیزی! "



بدون اینکہ نگاه دیگہ بہ قیافہ ی زارش بندازم پاتند کردم و ازشون دور شدم از پذیرش راجب وضعیت مهدیہ پرسیدم کہ درکمال تعجب گفت داره زایمان میکنہ

بااهورا رفتیم طبقہ ی بالا کہ چشمم بہ آرسام افتاد کہ با پریشونی روی صندلی نشستہ بود وبادستاش صورتش و پوشنده بود

کنارش نشستم و گفتم:

"چطورن؟"

نگاهی بهم انداخت وگفت:



"وضعش وخیم بود مجبور شدن زایمانش و جلو بندازن

مهدیہ چیزیش نمیشہ ولی وضع بچہ خطرناکہ"



سرم و گذاشتم رو شونش و گفتم:


romangram.com | @romangram_com