#فردا_بدون_من_پارت_700
آرسام:"مگہ سر آوردی دختر؟"
بادست هلش دادم کنار ورفتم تو با دو پشت سرم اومد وگفت:
"این چہ سرو وضعیہ دختر؟"
باعصبانیت قدمام و تندتر کردم کہ دیدم همشون جمعن و دارن حرف میزنن
اهورا ازجاش بلند شد و گفت:
"آرام؟
نگفتہ بودی میای"
آرزوام بالبخند از جاش بلند شد و همونطور کہ میومد طرفم گفت:
"خوش اومدی دخترم"
بااخم وحشتناکی گفتم:
"اتفاقا اصلا خوش نیومدم آرزو خانوم!"
مهدیہ:"چیزی شده آرام؟"
باحرص روبہ آرزو گفتم:
"چطور تونستی همچین کاری کنی؟"
عمورضا متعجب از جاش بلند شدوگفت:
"چی شده دخترم؟
خوبی؟"
romangram.com | @romangram_com