#فردا_بدون_من_پارت_689
تو این هوا آب بازی کردن چہ صیغہ ایہ آخہ"
تا اومدم چیزی بگم دوباره عطسہ ای کردم که آرزوجون گفت:
"واسہ شام سوپ درست میکنم،خوب شی"
باشنیدن اسم سوپ قیافم و جمع کردم کہ آرسام آروم خندیدو باشیطنت گفت:
"اتفاقا آرامم عاشق سوپہ ،مخصوصا سوپ جو"
با تموم شدن حرفش عطسہ ی بلندی کرد
کہ مهدیہ گفت:
"ای وای توام سرما خوردی کہ"
آرسام لپ مهدیہ رو کشید و گفت:
"غمت نباشہ خانومم من مثل این آرام سوسول نیستم زود خوب میشم"
مهدیہ چپکی نگاهش کرد وگفت:
"بخاطر تو نمیگم کہ،خودم سرما میخورم "
آروم بااهورا خندیدیم کہ چشم غره ای تحویلمون داد
آرزو جون:"من برم براتون سوپ درست کنم"
من:"من شام نمیمونم آرزوجون،عمم دیشبم تنهابوده امشب دیگہ تنهاش نزارم "
اخمی کردوگفت:
"یعنی چی بمون دیگہ"
romangram.com | @romangram_com