#فردا_بدون_من_پارت_666


من:"سیا باید حرف بزنیم"

سیاوش:"وقت ندارم،آنیتا رو میرسونم پیش مامانش و میرم شرکت"

من:"باید حرف بزنیم سیا"

با اخم خیره شد تو چشمام و گفت:

"مگہ حرفیم مونده؟

هیچ میدونی داداش بدبخت من بخاطر توی بی لیاقت تو چہ حالیہ؟"

آنیتا معترض اسمش و صدادزدکہ گفت:

"چیہ مگہ دروغ میگم؟

مگہ خودت ندیدی اون الاغ از دیروز بخاطر این تو چہ حالیہ"

نگران گفتم:

"کیا خوبہ؟"

بلند خندید وگفت:

"تو باید بازیگر میشدی آرام تو دانشگاه پزشکی چیکار میکنی ؟

استعدادت تو بازیگری فوق العادست

الان مثلانگرانی؟"

اخمی کرد وگفتم:

"یہ سوال ازت پرسیدم مثل آدم جوابم و بده چرا ادا اطوار میای؟


romangram.com | @romangram_com