#فردا_بدون_من_پارت_659
اهورا باتعجب گفت:
"نمیدونستم ازدواج کردید ،همسرتون فوت شده؟"
من:"عمہ یہ ازدواج ناموفق داشتہ"
سری تکون داد و گفت:
"متاسفم"
عمہ خندید وگفت:
"تو چرا متاسفی پسرم
شوهر سابقم باید متاسف باشہ کہ همچین زنی و از دست داده"
اهورا آروم خندید و گفت:
"صد البتہ"
عمہ:"خب شما برید تو اتاق آرام استراحت کنید
شب همہ خونہ ی شما دعوتن پسرم
برید بخوابید کہ شب انرژی داشتہ باشید"
من:"وای عمہ نمیشہ کنسلش کرد؟"
عمہ چشم غره ای تحویلم داد وگفت:
"تو چرا اینقدر بی ذوقی دختر!"
من:"عمہ؟"
عمہ:"کوفت!
romangram.com | @romangram_com