#فردا_بدون_من_پارت_640
من:"دلیلت مسخرس!
یعنی چی عذاب وجدان داری آخہ؟
من کہ بهت میگم بیخیالت میشم پس چرا پیلہ کردی یا باهام ازدواج میکنی یا آبروت و میبرم؟"
کلافہ دستش و فرو کرد تو موهاش وگفت:
"تمومش کن آرام"
من:"چی میگی؟
چرا تمومش کنم ها؟
داری زندگیم و نابود میکنی بااین کارات اهورا
داری کیارشم و ازم میگیری
چرا تمومش کنم؟!"
اخمی کردم وگفت:
"هی کیارش کیارش نکن واسہ من"
با اومدن خونواده ی اهورا ساکت شدم
آرزوجون:"مادیگہ داریم دخترم"
سری تکون دادم و از جام بلند شدم تا دم در همراهیشون کنم
نگاهی بہ مهدیہ و آرسام انداختم وگفتم:
"شمام میرید؟"
romangram.com | @romangram_com