#فردا_بدون_من_پارت_604
همین چند لحظہ پیش واسہ اینکہ ازت پرسیدم با جفتشونی ،شماتتم کردی ولی الان این حرفات چہ معنیی میده ها؟
همزمان با جفتشون در ارتباط بودی آره؟
اینقدر پست شدی تو؟
واقعا کہ،خجالت میکشم از اینکہ خواهرمی"
نفس تو سینم حبس شد!
این مرد روبروم کہ با نفرت زل زده بهم و این حرفا رو تحویلم میداد آرسامہ؟اینی کہ میگہ از داشتن خواهری مثل من خجالت میکشہ آرسامہ؟
یہ وقتایی ،یہ حرفایی چنان آتیشت میزنہ کہ دوست داری فریاد بزنی،ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی ولی نمیتونی!
حتی نفس کشیدنم برات سخت میشہ ،تمام وجودت میشہ بغضی کہ نمیترکہ و بہ این میگن "درد بی درمون"
با صدای درچشم از جای خالی آرسام میگیرم و میزنم زیر گریہ
کف دستم و رو دهنم فشار میدم تاصدام بیرون نره
باحرص شماره ی اهورا رو میگیرم کہ سریع جواب میده
اهورا:"بلہ آرام؟"
باگریہ میگم
"ازت متنفرم اهورا،متنفرم ازت،زندگیم و نابود کردی آشغال"
romangram.com | @romangram_com