#فردا_بدون_من_پارت_602
"بااهورام در ارتباطی؟"
اخمی کردم و وگفتم:
"منظورت اینہ کہ همزمان با جفتشون در ارتباطم؟"
کلافہ دستش و فرو کرد تو موهای پرپشتش و گفت:
"میگم حرفای اهورا باعث شد بہ همچین چیزی برسم"
من:"آها باشہ!
ولی موندم چطور بعد این همہ سال خواهرت و نشناختی!"
دستم و گرفت و گفت:
"نمیخواستم ناراحتت کنم آرام"
لبخندی تلخی زدم وگفتم:
"میدونم"
آرسام:"از اونجایی کہ میگی ارتباطی با اهورا نداری و کیارش هفتہ ی بعد واسہ خاستگاریت میاد پس یعنی جوابت بہ اهورا منفیہ دیگہ آره؟"
من:"نہ!"
بااخم گفت:
"نہ ؟ یعنی چی؟ میفهمی چی میگی آرام؟ میخوای با اهورا ازدواج کنی؟"
بغضم و قورت میدم وبا مکث چند ثانیہ ای و با صدایی کہ مشهود میلرزه میگم
romangram.com | @romangram_com