#فردا_بدون_من_پارت_592


من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم ومحکوم بہ حبس ابدم

مستحق لگدم

چون دراین مسئلہ بود ازخود مخلص تقصیر

من گرفتم تو نگیر

من از آن روز کہ شوهر شده ام خر شده ام

خر همسر شده ام

منتها بہ جای علف میدهم نان و پنیر

من گرفتم تو نگیر



وقتی دست از خوندن برداشت هممون بلند زدیم زیر خنده و آنیتام باخنده لپش و کشید کہ خر کیف نیشش بیشتر باز شد

باشیطنت روبہ کیارش گفت:

"چیشد داداش؟ رفتی تو فکر،نظرت عوض شد"

کیارش:"راستش و بخوای آره"

من:"کیا؟"

همونطور کہ من و میکشید تو بغلش بلند بلند خندید

**********************


romangram.com | @romangram_com