#فردا_بدون_من_پارت_588
بچرخ نا بچرخیم آقا اهورا،حتی اگہ مجبورم شم باهات ازدواج کنم
نمیزارم یہ آب خوش از گلوت پایین بره
تو باید تاوا پس بدی
تاوان زندگیی روکہ با نامردی ازم گرفتی!
روی دستہ ی مبلی کہ کیارش نشستہ بود نشستم کہ برگشت طرفم وبا لبخندی دستش و دور کمرم حلقہ کرد
سیاوش خندیدوروبہ کیارش گفت:
"داداش نمیگی بهش؟"
کیارش نچی گفت وبا شیطنت دستش و
محکم دورم حلقہ کرد و باچشمک شیطونی گفت:
"میخوام سوپرایزش کنم"
با کنجکاوی گفتم:
"کی و؟منو؟"
خندید وگفت:
"نہ عشقم و!"
وشگونی از بازوش گرفتم وگفتم:
"بی مزه"
romangram.com | @romangram_com