#فردا_بدون_من_پارت_571

اگہ اهورا رو رد کنم باید چیکار کنم؟

خب باکیارش ازدواج می کنم

چجوری میخوای با کیارش ازدواج کنی آخہ احمق؟

ولی کیارش درک میکنہ،

از کجا معلوم شایدم نکنہ،کی یہ دختره دست خورده رو قبول میکنہ آخہ؟

بالاخره کیارشم مرده دیگہ نمیتونہ قبول کنہ زنش قبل خودش با کس دیگہ بوده باشہ

مهدیہ:"آرام پاشو دیگہ!"

باتعجب نگاهش کردم کہ آروم گفت:

"پاشو بریم چایی بیاریم"

اخم ریزی کردم و بی میل از جام بلند شدم و با مهدیہ رفتم توآشپزخونہ

مهدیہ توی استکانایی کہ عمہ آماده کرده بود چایی ریخت و سینی و داد دستم کہ ببرم



اخمی کردم ونگاهی بہ استکانا انداختم و باهمون اخم از آشپزخونہ بیرون رفتم

اول سینی رو بہ سمت بابای مهدیہ ومامانش گرفتم کہ با یہ لبخند بزرگ گفت:

"دستت درد نکنہ عزیزم"

سری تکون دادم و بہ طرف عمہ رفتم بعد اونم بہ طرف آرسام و مهدیہ ای کہ تازه اومد بود رفتم و وقتی اونام چایی هاشون و برداشتم

سینی بہ دست رفتم طرف اهورا

اولش گفتم

romangram.com | @romangram_com