#فردا_بدون_من_پارت_570
"برو چرت وپرت نگو حوصلتو ندارم"
لپم و کشید وگفت:
"نمیتونی حال خوب و خراب کنی عزیزم"
من:"چی میگی تو عوضی؟
دقیقا چرا حالت خوبہ؟
از عذاب کشیدن من لذت میبری؟خیلی آشغالـ..."
آرسام:"بیاین دیگہ چرا اینجا وایستادید؟"
با صدای آرسام برگشتم طرفش وجلوتر از اونا راه افتادم سمت نشیمن،لبخند مصنوعی ای زدم و گل گذاشتم رو میزو کنـار مهدیہ نشستم
مهدیہ باشیطنت سرشو بهم نزدیک تر کردوگفت:
"چرا دیر کردید؟"
بااخم بهش نگاه کردم کہ خودش و جمع و جور کرد وگفت:
"خب حالا توام،نخوری من و بااون چشمات"
خیره بہ دستہ گل رو میز رفتم تو فکر
اوف حالا بایدچیکار کنم؟
مثل اینکہ اهورا واقعا مصممہ و بہ قول خودش میخواد جبران کنہ!
romangram.com | @romangram_com