#فردا_بدون_من_پارت_560
من عاشقتم آرام ،هنوز دوست دارم،بخاطر اصرارخانواده ام و اینکہ پدرم تهدید کرده کہ
اگہ ازدواج نکنم از ارث محرومم میکنہ مجبور شدم ولی اگہ تو نظرت عوض بشہ وبخوای بازم
مثل قبل باشیم حاضرم بااینکہ رفتیم
خاستگاری طرف قیدش و بزنم"
من:"میخوای ابروی یہ دختر بدبختہ دیگہ
رو مثل من ببری کہ یہ عمر جلو همہ انگشت نما بشہ؟ تو آدم نمیشی؟"
اخمی کرد وگفت:
"این دختر همونیہ کہ باعث شده ابروی تو بره"
شوکہ چند لحظہ بهش خیره شدم و بعد زدم
زیر خنده وگفتم:
"الناز؟میخوای با الناز ازدواج کنی؟"
دستی تو موهای پرپشت مشکی رنگش کشید وگفت:
"بہ مادر پدرم گفتہ باهاش رابطہ داشتم و
ولش کردم ،اونام مجبورم کردن"
از جام بلند شدم وگفتم:
"زوج خوبی میشید،تبریک میگم
romangram.com | @romangram_com