#فردا_بدون_من_پارت_544


من:"خوبم"

آرسام:"گوشیت چرا خاموشہ آرام؟"

من:"شکستہ!"

آرسام:"عِہ چـرا؟"

بی حوصلہ دستم و فرو کردم تو موهام و بہ سمت بالا هدایتشون کردم

من:"چرا داره؟

شکست دیگہ!"

آرسام:"خب بابا تو بی عرضہ ای گوشیت و شکوندی چرا پاچہ من و میگیری؟!"



من:"آرسام کار نداری قطع کنم؟"



آرسام:"اوه اوه مثل اینکہ بد قاط زدی،ببیــن آرا..."

از اونجایی کہ اصلا حوصلش و نداشتم و تماس و قطع کردم

کہ همون لحظہ اهورا با دوتا مشمای پر اومد تو

من:"فکر کردم شرت و کم کردی ولی

انگار پررو تر از این حرفایی"

بی هیچ حرفی رفت طرف آشپزخونہ ،دنبالش راه افتادم وگفتم:


romangram.com | @romangram_com