#فردا_بدون_من_پارت_535
با یہ جهش از جام بلند شدم ورفتم
طرفش ،کارام دست خودم نبود فقط اون
لحظہ دلم میخواست تک تک موهای اهورا
رو از سرش جدا کنم
خیزبرداشتم طرفش وبا مشت افتادم بہ
جون سینہ ی ستبرش
من:"چی میگی تو؟ها؟
چی میگی؟
فکر کردی الان بیای خاستگاریم و لطف کنی و باهام دازدواج کنی مشکل من حل میشہ؟
خیلی پستی خیلی آشغالی
بی شرف زندگیم و نابود کردی ،آرزوهام و نابود کردی ،بی آبروم کردی بعد
اومدی میگی مسئولیت کارم و بہ عهده میگیرم"
بلند خندیدم وبراش دست زدم
من:"آفرین،آفرین چقدر خوبی تو!
چقدر مردی تو!
مرسی کہ من و بہ حال خودم ول نمی
کنی و مسئولیت کارت و بہ عهده میگیری"
romangram.com | @romangram_com