#فردا_بدون_من_پارت_534


بودی کہ هیچی یادت نیست؟ توی

احمق مست بودی ولی نہ اونقدر کہ

نفهمی چیکار میکنی ،تو فکر کردی من

خرم؟تو دیشب خودت خواستی،خودت

خواستی بی آبروم کنی "

اهورا:"خفہ شو آرام خفہ شو"

بہ لکہ ی قرمزرنگ روی ملحفہ خیره شدم و چیزی نگفتم



اهورا:"ببین آرام من مسئولیت کاری

کہ کردم و بہ عهده می گیرم خب؟میام

خاستگاریت تو اصلا نگـــ"

پسره ی عوضی!



قبل اینکہ بزارم حرفش تموم شہ گلدون

کنار تخت و برداشتم و پرت کردم طرفش

کہ اگہ سرش و نمی دزدید مستقیم می خورد بہ سرش

اهورا:"دیوونہ شدی روانی؟"


romangram.com | @romangram_com