#فردا_بدون_من_پارت_531
تو جهی نکرد و دستش و اززیر دستم کشید
کہ با پام محکم کوبوندم بین پاش کہ از
درد سرخ شد و از روم کنارم رفت با پام
هلش دادم واز روی تخت بلند شدم
همین کہ بہ دراتاق رسیدم با خشونت
دستم و گرفت وبرگردوندم،محکم کوبوند تو گوشم و پرتم کرد رو تخت
اهورا:"نمیزاری باهات ملایم باشم،انگار
توام مثل من خشن دوست داری
آره؟"
با صدایی کہ از شدت بغص ترس لرزون
بودم گفتم:
"نہ اهورا،نہ
نہ توروخداولم کن عوضی،ولم کن دیوونہ ،ولم کـ.."
با گذاشتن لباش رو لبام خفہ کرد و اجازه ی اعتراض بیشترو بهم نداد
****************************
romangram.com | @romangram_com