#فردا_بدون_من_پارت_517
موهام و فرستاد توی شالم و گفت:
"برگشتنی سیاوش میرسونتت"
اهورا:"مسیرمون یکیہ من میرسونمش"
کیارش لبخندی زد وگفت:
"دمت گرم
خب دیگہ ما رفتیم خدافظ"
من:"مواظب خودت باش"
کیارش:"توهم"
سیاوش:"خیل خب توام،برو دیگہ مریضت مرد"
کیارش چشم غره ای تحویلش داد و داشت میرفت کہ صداش زدم
کیارش:"جانم؟"
من:"تند نرونیا"
لبخندی زد وسرش و تکون دادورفت
.
.
.
آرسام اومد طرفم و آروم گفت:
"اگہ سختتہ بااهورا بری من برسونمت"
romangram.com | @romangram_com