#فردا_بدون_من_پارت_515



"شیطونی نکن بچہ"

عمدا نفسش و فوت کرد رو گردنم کہ آروم

خندیدم و گردنم و کج کردم منم سرم و بردم نزدیک گوشش و گفتم:

"دلم میخواد!"

ومتقابلا نفسم و رو گردنش فوت کردم

سیاوش:"چی پچ پچ می کنید مرغ عشقا؟"کیارش:"فضولی تو؟"

سیاوش چپ چپ نگاهش کرد کہ آروم خندیدم سرم و برگردوندم کہ با دوتاچشم قرمز کہ برزخی نگاهم میکردن مواجہ شدم

باتعجب نگاهش کردم کہ باحرص دندوناش و روهم فشار داد

بیخیال برگشتم طرف دیگہ و دستم و از روی پای کیا برداشتم

کہ همون لحظہ صدای زنگ موبایل کیا اومد با ببخشیدی از جاش بلند شدو بعد

پوشیدن کفشش کمی ازمون دور

شد،باچشم همراهیش کردم کہ سیاوش گفت:

"نترس هووت نیست"

دهن کجیی کردم و گفتم:

"بی نمک!"





romangram.com | @romangram_com