#فردا_بدون_من_پارت_498
نکنید کہ فقط خودتون اذیت میشید چون
مهراد همیشہ سرحرفش میمونہ"
یهو اهورا از جاش بلند و اومد طرف مهراد کہ مهراد سرش برد پشت من و گفت:
"وای آرام این دوباره هاپو شده می
خواد من وگاز بگیره ،نجاتم بده"
من و آرسام بلند زدیم زیر خنده و مهدیہ ام با استرس لبخند زد
اهورا نفسش و حرصی بیرون فرستادو
چیزی نگفت کہ مهراد سرش و از پشتم
بیرون آورد همین کہ دید اهورا هنوز
اونجاست خواست دوباره برگرده کہ اهورا
فرزتر گوشش و گرفت وپیچوند
اهورا:"بہ من گفتی سگ؟"
مهراد:"آی آی نہ بہ خدا من فقط گفتم
هاپو مگہ نہ آرام؟
romangram.com | @romangram_com