#فردا_بدون_من_پارت_496
آروم خندیدم کہ گفت:
"اوپس آرامم کہ اینجاست
چہ خوب جمعتون جمع بود گلتون کم بودا"
کسی چیزی نگفت کہ گفت:
"راستی سلام"
آروم جوابش و دادن کہ خودش پرت کرد
بغل من و گفت:
"چرا دِپید شماها؟ناراحتید برم"
عمورضا:"چقدر حرف میزنی بچہ ،ساکت شو ببینیم مشکل خواهرت چیہ؟"
مهراد:"مشکل؟هیچی نشده تو زندگیہ
مشترک بہ مشکل خوردن و طلاق میخوان؟
بابامن گفتم زوده اینو شوهر بدیم"
آرزوجون باحرص روبہ مهرادگفت:
"لال شی الهی کہ هرچی بہ اون مخ
پوکت میرسہ رو بہ زبون میاری
romangram.com | @romangram_com