#فردا_بدون_من_پارت_495
"ای وای مهدیہ چیزیت شده دخترم"
مهدیہ:"نہ مامان"
عمورضا:"دخترم تو کہ مشکلی نداشتی"
مهدیہ:"الانم ندارم
خب چجوری بگم خجالت میکشم"
اهورا:"بگو دیگہ دختر جون بہ لبمون کردی"
با صدای در یکم جو آروم تر شدو بعد اون
صدای شاداب مهراد تو خونہ طنین انداز شد
مهراد:"سلام اهل خونہ من اومدم
،خوش اومدم!
کجایید شما؟
مامان؟
بابا؟
اهــــورا؟
وای چہ استقبال گرمی شرمنده نکنید من وای بابا کجایید نکنہ من و قال گذاشتید رفتید دَدَر"
آرزوجون:"تو نشیمنیم پسرم"
مهراد خندون اومد تووبادیدن مهدیہ گل از گلش شکفت و روبہ مهدیہ گفت:
"عِہ تو اینجا چیکار می کنی شوهرت دادیم کہ از دستت خلاص شیم،حالا شدید دوتا؟"
romangram.com | @romangram_com