#فردا_بدون_من_پارت_494
آرسام:"نہ موضوع شرکت نیست از اون
بابت خیالم راحتہ ،آرام و کیارش هستن"
آی آرسام تو فوق العاده ای
داداشم ،ایول خوب سوزندیش
آرسام نامحسوس چشمکی تحویلم داد کہ
لبخند بزرگی رولبام نشست
آرزو جون:"وا پسرم پس مشکل چیہ؟"
مهدیہ:"اوم راستش مامان
میدونید...
آخہ....
چجوری بگم"
من:"بزار من بگم"
مهدیہ سری تکون داد و بقیہ باکنجکاوی بہ من خیره شدن
من:"خب
مهدیہ و آرسام بخاطر چیز نمیتونن برن مسافرت
یعنی دکتر گفتہ واسہ مهدیہ وچیز خطرناکہ!"
آرزوجون آروم زد رو صورتش و گفت:
romangram.com | @romangram_com