#فردا_بدون_من_پارت_486
مهدیہ تشکری از کیارش کرد و روی تخت نشست و باذوق مشغول باز کردن پاکتا شد
من:"کی اتاقش و آماده می کنید مهدیہ"
مهدیہ:"نمیدونم"
بالبخند بہ لباساو اسباب بازیا خیره شدم و چیزی نگفتم
من:"سلام"
آرزو جون:"سلام دختر قشنگم خوبی؟"
من:"ممنوم شما خوبید؟"
لبخندی زدوگفت:
"منم خوبم
بیاتو عزیزم"
ازجلوی در کنار رفت و بعد من مشغول
احوالپرسی با مهدیہ و آرسام شد
بااومدن اون دوتا باهم بہ طرف نشیمن
میرفتیم کہ عمورضاهم جلومون سبز شد بعد
اینکہ بہ اونم سلام کردیم وارد نشیمن شدیم
romangram.com | @romangram_com