#فردا_بدون_من_پارت_476


گــــــــــــل،چہ گلی میزنہ نیمــار

باصدای گزارشگرکہ خبر از گل بارسا میداد جیغی از سر خوشحالی کشیدم وبا ذوق گفتم:

"ایـــول،عشق خودمی نیمار،آفرین پسر

یکی دیگہ بزنید روی این قورباغہ کم شہ،دیگہ هیچی نمیخوام"

برگشت طرفش با لبخند چند بار ابروم و فرستادم بالا کہ گفت:

"حق میدم بهت واسہ تیمی مثل بارسلونا مساویم خوبہ ،مثل ما رئالیا نیستید کہ همیشہ ببرید"

من:"نخندون من و هم الکلاسیکو رو بردیم هم تو صدر جدولیم،باچہ رویی این حرفا رو میزنیـ..."

هنوز حرفم تموم نشده بود کہ بازم صدای گزارشگره دراومد کہ با صدای بلندی می گفت:

"گــــــل،گــــل برای بارسا"

همزمان برگشتیم طرف تلویزیون ،خندیدم و باز برگشتم طرفش کہ یهو تلویزیون خاموش کرد

من:"عِہ!

چرا خاموشش کردی دیوونہ"

اهورا:"بسہ دیگہ،برو آماده شو مهدیہ منتظرمونہ"

من:"میخوام بازی و ببینم ،روشنش کن"

اهورا:"نہ برو آماده شو بریم"

من:"کنترل وبده!"

اهورا:"نمیدم برو"


romangram.com | @romangram_com