#فردا_بدون_من_پارت_475

"اینجا رو دوـــ یک عقبید.هہ امشب میبازید۰"

ازجام بلند شدم و لنگون رفتم کنارش نشستم بہ صفحہ ی تلویزیون خیره شدم

نیم نگاهی بهم انداخت و گفت:

"چرا می لنگی؟"

مثل خودش نیم نگاهی بهش انداختم وگفتم:

"وقتی میومدم درو باز کنم پام پیج خورد!"

اهورا:"دست و پا چلفتی!"

وشگونی از بازوی عضلانیش گرفتم کہ باآخ بلندی گفت:

"مریضی روانی؟"

من:"روانی خودتی!"

اهورا:"تویی!"

من:"نخیرم تویی"

بااخمای درهم گفت:

"تویی،تویی!"

کوسن رو مبل و برداشتم ومحکم کوبیدم روسرش وباجیغ گفتم:

"تــویــــی تو"

کوسن و ازم گرفت و محکمتر کوبید توسرم وبالبخند حرص دراری گفت:

"نہ تویی!"

romangram.com | @romangram_com