#فردا_بدون_من_پارت_438
لبخندی زدم وچیزی نگفتم یہ لحظہ برگشت طرفم و با دیدن لبخندم گفت:
"چہ ذوقیم می کنہ نکنہ حرفای سیا راجب اون ترشیدگی و اینا درستہ !"
دستم و از زیر دستش بیرون کشیدم و باجیغ گفتم:
"کیـــــارش!"
زد زیر خنده کہ محکم زدم رو بازوش وگفتم:
"بدجنس"
بلندتر خندید کہ حرصی گفتم:
"کیا؟
نخند!"
بی توجہ بہ حرص خوردن من همونطور داشت می خندید کہ گفتم:
"باشہ کیا خان بخند موقع خندیدن منم میرسہ
وقتی اومدی خاستگاریم حالیت میکنم"
دست از خندیدن برداشت و گفت:
"توکہ بی جنبہ نبودی عشقم"
romangram.com | @romangram_com