#فردا_بدون_من_پارت_429
"چی میگفتی بہ مهدیہ کہ اونجوری حرص می خورد؟"
مهراد:"هیچی بابا اون مدلشہ
اینارو بیخیال کتی جون چیشد؟"
عرفانہ باتعجب گفت:
"کتی جون؟اَه دختره ی ایکبیری"
مهراد:"ایکبیری چرا خواهر من دختر بہ اون گلی و خانومی!"
آنیتاباحرص گفت:
"آره خیلی خانومہ!
با این کہ میدونہ سیاوش زن داره بازم دور و برش میپلکہ دختره ی عوضی"
سیاوش:"حرص نخور عشقم ،مهم منم کہ فقط تو رو می بینم"
خندیدم و گفتم:
"این حرفا بهت نمیاد سیا"
آنیتا:"چرا؟
شوهرمن خیلیم رمانتیکہ"
مهراد:"بیخیال این حرفا جدی این کتی خانوم ما چیشد؟"
کیارش:"رفت پیش مامانش"
مهراد از جاش بلند شد کہ آنجلا دستش و گرفت و گفت:
romangram.com | @romangram_com