#فردا_بدون_من_پارت_424
"چقدر خوشگل شدی دختر نازم"
من:"ممنون شمام خیلی خوشگل شدین ولی اگہ مهدیہ رو ببینید چی میگید"
لبخندی زد وباهمون لبخند خیره شد بهم
باتعجب بہ عمو رضا نگاه کردم کہ سریع لبخندی زد و گفت:
"آرزو جان کجایی عزیزم؟"
آرزوجون:"ها؟"
عمورضا:"میگم حواست کجاست عزیزم؟"
آرزو جون چیزی نگفت کلافہ اخمی کردورفت
عمورضا لبخند دستپاچہ ای زدوگفت:
"بخاطر مهدیہ ناراحتہ ،استرس مراسمم بهش فشار آورده بخاطر همین یکم کلافس"
باتموم شدن حرفش باقدمای بلند رفت
باتعجب بہ جای خالیشون خیره شدم
چرا همچین کردن ؟!
کیارش:"آرام؟"
باصدای کیارش باتعجب سرم و آوردم بالا گفتم:
"ها؟"
romangram.com | @romangram_com